شیخ علی کورانی مؤلف لبنانی کتاب عصر ظهور (مترجم: عباس جلالی، چاپ دوم ۱۳۷۱ مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی) پس از ذکر روایات و احادیث صحیح السند درباره یمن و نقش آن در دوران ظهور، در صفحات ۱۶۰ تا ۱۶۳ به بررسی و تفسیر این روایات می پردازد. ذیلا متن کتاب تقدیم می شود:
اما بحث پیرامون اینکه چرا درفش یمانی از درفش خراسانی هدایت بخش تر است؟ در حالی که درفش خراسانی و درفش های اهل مشرق بطور کلی به درفش هدایت، توصیف شده و کشته شدگان آنها شهید محسوب می شوند و خداوند دین خود را بوسیله آنان یاری می نماید... با آنکه تعداد نسبتا زیادی از ایرانیان وزیران و مشاوران حضرت مهدی (ع) و یاران خاص او خواهند بود، که از جمله آنان فرمانده نیروهای ایرانی، شعیب بن صالح است که امام مهدی (ع) وی را به سمت فرماندهی کل ارتش خود برمی گزیند و با آنکه نقش ایرانیان در زمینه سازی قیام حضرت مهدی (ع) در تمام سطح ها، نقش وسیع و فعالی است وانگهی آنان با قیام و فداکاریهای خود، که آغاز نهضت حضرت مهدی (ع) بوسیله قیام آنان خواهد بود، برتری خاصی دارند. بنابراین چرا انقلاب یمانی و درفش وی هدایت بخش تر از ایرانیان و درفش آنهاست؟
ممکن است دلیل آن، این باشد که سیستم اداری که یمانی در رهبری سیاسی و اداره یمن بکار می برد صحیح تر و از لحاظ سادگی و قاطعیت به روش اداری اسلام نزدیک تر باشد. در حالی که دولت ایرانیان از پیچیدگی و دوباره کاری و شائبه هایی برکنار نیست، بنابراین تفاوت بین این دو تجربه فرمانروایی به طبیعت سادگی و قبیله ای جامعه یمن و طبیعت وراثت تمدن و ترکیب جامعه ایران برمی گردد.
و ممکن است انقلاب یمانی از این رو هدایت بخش تر بشمار آید که سیاست و دستگاه اجرایی آن قاطع باشد و نیروهای مخلص و مطیع در اختیار داشته باشد و پیوسته رسیدگی شدید نسبت به آنها کند، البته این همان دستورالعملی است که اسلام به اولیاء امور می دهد که با کارمندان و کارگزاران خود عمل نمایند چنانکه در منشور امیرمؤمنان (ع) به مالک اشتر استاندار و نماینده امام در مصر می بینیم و همانطور که در صفات حضرت مهدی (ع) آمده است که نسبت به کارگزاران و کارمندان خود سختگیر و نسبت به بینوایان مهربان می باشد، در حالی که ایرانیان براساس چنین سیاستی عمل نمی کنند، مسئول مقصر یا خیانتکار نسبت به مصالح مسلمانان را در ملأ عام جهت عبرت سایرین مجازات نمی کنند زیرا می ترسند این عمل باعث تضعیف دولت اسلامی که مظهر موجودیت اسلام است گردد.
و احتمال دارد درفش یمانی از این جهت هدایت کننده تر باشد که در ارائه طرح جهانی اسلام رعایت عناوین ثانوی فراوان و ارزیابی ها و مفاهیم کنونی (و مقررات بین المللی) را نمی کند. در حالی که انقلاب اسلامی ایران معتقد و ملزم به رعایت آنهاست.
اما آنچه به عنوان دلیل اساسی، پسندیده است این است که انقلاب یمانی اگر هدایتگری بیشتری دارد به این دلیل است که مستقیما از رهنمودهای حضرت مهدی (ع) برخوردار می گردد و جزء لاینفک قلمرو و طرح نهضت آن حضرت شمرده می شود، همچنین یمانی به دیدار حضرتش نائل می شود و کسب شناخت و رهنمود می کند. مؤید این امر روایات مربوط به انقلاب یمنی هاست که رهبر انقلاب یمن یعنی شخص یمانی را می ستاید و با این عبارات توصیف می نماید: بسوی حق هدایت می کند و شما را بسوی صاحبتان می خواند و اینکه برای هیچ مسلمانی سرپیچی از آن جایز نیست و کسی که چنین کند اهل آتش خواهد بود... اما انقلاب زمینه ساز ایرانیان در روایات آن بیش از ستایش رهبران آن، ستایش از عموم گردیده است، مانند یاوران درفش های سیاه و اهل مشرق و قومی از مشرق بجز شعیب بن صالح که با توجه به روایات، نسبت به بقیه فرماندهان درفش های سیاه، امتیاز و برتری ویژه ای دارد و پس از آن سید خراسانی و سپس مردی از قم مورد ستایش قرار گرفته است.
اخبار مؤید این معناست که انقلاب یمانی به نهضت ظهور امام (ع) نزدیکتر است تا انقلاب زمینه ساز ایرانیان، حتی اگر فرض کنیم یمانی قبل از سفیانی قیام می کند یا آنکه یمانی دیگری زمینه ساز یمانی وعده داده شده می باشد. در حالی که انقلاب ایرانیان به دست مردی از قم که سرآغاز نهضت و قیام حضرت مهدی (ع) می باشد که آغاز آن از مشرق است و فاصله بین شروع انقلاب آنها و بین خراسانی و شعیب بیست یا پنجاه سال و یا آنچه خدا اراده کند، بطول می انجامد... و آغاز چنین انقلابی بر پایه اجتهاد فقهاء و نمایندگان سیاسی آنان قرار دارد و از موقعیتی پاک و خالص آنگونه که انقلاب یمانی بطور مستقیم از ناحیه امام مهدی (ع) رهنمود یافته، بهره مند نیست. |